برای اثبات رو به موت بودن کمک های اولیه نیاز به ذکر چند دلیل است که در چند قسمت به منظر مخاطبین گرامی خواهد رسید.
یکی از نگرش ها و ذهنیات ما انسان ها و بالاخص ایرانیان فکور! ساده انگاری است. بسیاری از مسائل در زندگی ما از این بیماری درامان نبوده و نیستند. البته سادگی در کار، تلاش و فعالیت، سادگی در نگاه، سادگی در زندگی و ... که با ساده لوحی هم تفاوت دارد، از سجایای اخلاقی و پسندیده انسان به شمار می رود لیکن ساده انگاری مقوله جداگانه ایست. یکی از نتایج غیرقابل جبران ساده انگاری در مورد یک موضوع، بی ارزش قلمدادکردن آن است. برای مثال می توان به اثرات مخرب استفاده از تلفن همراه در عین کارایی آن اشاره کرد ولی می بینیم که روزانه بر مدلها و تعداد آن، افزوده می شود و جالب این است که بدانید  ایرانیان از استفاده کنندگان حداکثری موبایل در دنیا می باشند. حال اینکه با مضرات آن به خوبی آشنا هستند ولی اثرات سوء آن را با ساده انگاری تمام بی ارزش می شمارند و ...
کمک های اولیه در جمعیت هلال احمر نیز دچار ساده انگاری و به تبع آن بی ارزشی شده است. آنقدر با این تخصص با بی رحمی کامل برخورد شده است که حتی گواهینامه آن هم با بی ارزشی تا می گردد! برگزاری دوره های آموزشی امداد و کمک های اولیه که پیش از این ضابطه مند و اجرای آن تابع شرایط خاص بود، اکنون به یک کلاس روزمره و قابل اجرا در هر زمان و مکانی بدل شده است. از دانشگاه گرفته تا آخرین روستاهای موجود شرایط برگزاری این کلاس را دارند! حتی در طرح هایی مثل جمعه، ایمان و ایمنی که هدف از اجرای آن توزیع بروشور و به ویژه اطلاع رسانی است، می بینی که عزیزان مربی، با افتخار تمام ظرف مدت 15 دقیقه، یک احیای قلبی و ریوی(CPR) را تدریس کرده و از این کار احساس غرور هم می نمایند.

ادامه دارد