به مناسبت سیزده بدر!
قسمت اول:
چند سال پیش در حوزه جوانان خدمت می کردم. معمولاً طرح راهنمایی مسافرین نوروزی تا ۱۵ فروردین به طول می انجامید و در طول طرح مذکور، تمام امکانات، تجهیزات و نیروها درگیر و در خدمت طرح بودند تا تلاش برای کارآمدی و اثربخشی به اکمال برسد. در آن سال یک طرح ۲۱ روزه کافی بود تا اعصاب همه عوامل اعم از مسؤولین و اعضا را بر هم ریخته و روند اجرای طرح را دستخوش تغییر کند و این طرح هم از راه رسید.
طرح پاک سازی پارک های درگیر در سیزده بدر. مقرر شده بود که تعدادی از اعضای بیکار که روز استراحتشان هم فرا رسیده است به جای تفرج به همراه خانواده در این روز طبیعت، همراه با مقداری از کیسه های زباله سیاه رنگ! به پارک ها و در میان مردم رفته و پس از دعوت از خانواده ها به جلوگیری از آسیب به طبیعت و تولید زباله زیاد، در جمع آوری زباله هایشان هم کمک کنند و به این صورت ایشان هم روز خوبی را در دامان طبیعت سپری نمایند. علاوه بر این یک خیمه نماز را در پارک ها برپا کرده تا فریضه نماز هم به جهت سرخوشی فراوان خانواده ها در دامان طبیعت به فراموشی میل نکند!
خلاصه هر چه گشتیم، جز ۲ نفر خسته ی کوفته که به تازگی از پست برگشته بودند، کسی یافت نشد. این اعضای از جان گذشته با هزار خواهش و تمنا و دست بوسی و چاپلوسی راضی شدند که در معیت بنده حقیر به تعدادی از پارک ها رفته و این طرح را اجرا کرده و باز هم در راستای بشردوستی، طرحی نو دراندازند.
مابقی داستان را احتمالاً می دانید. بگذریم...
به احترام همه آنانی که بشردوستی سرلوحه زندگیشان بوده است و تمامی هست و نیست خویش را برای این آرمان بزرگ بشری تقدیم نموده و می نمایند. آنان که امدادگری را فراتر از زمان و مکان دریافته اند و در این راه ملامت هیچ ملامت کننده ای، ذره ای تردید و کوچکترین خللی بر عزم استوارشان وارد نمی سازد؛ چون باورشان، با بشردوستی بارور شده است.