به سوی ابدیت...
به تو که رسیدم...
تمام نیکی ها و خوبی ها را یافتم
به تو که رسیدم...
رود پر خروش عاطفه را دیدم که بر بستری از مهربانی به سوی ابدیت می شتافت
به تو که رسیدم...
درخشش قلب های رئوف را نظاره کردم که به یاد تن های رنجور می تپید...
***
تو که باشی...
انسان به انسانیتش افتخار می کند
تو که باشی...
نسیم محبت در زندگی هرکه نیاز به یاری دارد، می وزد
تو که باشی...
خورشید ایمان درخشان می شود، برای در راه ماندگان
و اعتماد به حیات سرشار می گردد.
***
با تو...
روح مجروحِ درماندگان تقویت می شود
با تو...
جویبار رحمت و ایثار پر شورتر می گردد
با تو...
این مهرورزی است که بر خود می بالد...
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 23:28 توسط مجتبی طحان
|
به احترام همه آنانی که بشردوستی سرلوحه زندگیشان بوده است و تمامی هست و نیست خویش را برای این آرمان بزرگ بشری تقدیم نموده و می نمایند. آنان که امدادگری را فراتر از زمان و مکان دریافته اند و در این راه ملامت هیچ ملامت کننده ای، ذره ای تردید و کوچکترین خللی بر عزم استوارشان وارد نمی سازد؛ چون باورشان، با بشردوستی بارور شده است.